کد خبر : 330159
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۰
-

روزی که کمر ارتش رضاخان شکست

روزی که کمر ارتش رضاخان شکست

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی عصرقائم به نقل از «فارس»،یک سال از آغاز جنگ جهانی دوم می‌گذشت و ایران که خود را در میانه دو جبهه جنگی می‌دید، از سوی دو قدرت بزرگ یعنی شوروی و انگلستان به بهانه حضور اتباع آلمانی در خاک خود مورد تهاجم قرار گرفت. این حمله از ماه‌ها قبل برنامه‌ریزی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی عصرقائم به نقل از «فارس»،یک سال از آغاز جنگ جهانی دوم می‌گذشت و ایران که خود را در میانه دو جبهه جنگی می‌دید، از سوی دو قدرت بزرگ یعنی شوروی و انگلستان به بهانه حضور اتباع آلمانی در خاک خود مورد تهاجم قرار گرفت. این حمله از ماه‌ها قبل برنامه‌ریزی شده بود، اما در سوم شهریورماه ۱۳۲۰ به اجرا درآمد.از مردادماه همان سال، تحرکات نظامی هماهنگ دو کشور متفقین در مرزهای ایران شدت گرفت.

آغاز دوران تاریکی در ایران

روزی که ارتش بریتانیا با نیروی عظیم خود از مرزهای غربی به خاک وطن هجوم آورد.آسمان کرمانشاه را بمب‌افکن‌های انگلیسی سیاه کردند. بمباران وحشیانه‌ای آغاز شد که به‌عنوان جنایتی آشکار از سوی اشغالگران به ثبت رسید.در این لحظات تاریک، نیروهای بریتانیایی نه‌تنها به بمباران شهر پرداختند، بلکه انبارهای غله و منابع حیاتی کشور را به آتش کشیدند تا به‌زعم خود، هرگونه مقاومتی را در نطفه خفه کننددر کنار این نبرد سخت، درحالی‌که مردم کرمانشاه هنوز در تلاش برای دفاع از شهر بودند، رضاخان شاه وقت ایران در برابر این توطئه بزرگ بی‌دفاع و ضعیف شده بود.
رضاخان که انتظار چنین حمله‌ای از سوی متفقین را نداشت، به‌سرعت روحیه خود را باخت و دستور داد سفرای شوروی و انگلستان در کاخ سلطنتی حضور یابند، ساعت ۱۰ صبح سوم شهریور سفرای ۲ کشور در کاخ سلطنتی حضور یافتند، اما با پاسخ‌های مبهم خود بیشتر رضاخان را نگران کرد.

سقوط سریع حکومت

رضاخان به علت بی‌خبری از اوضاع‌واحوال جهانی نمی‌توانست علت حمله متفقین به ایران را درک کند. یکی از پیامدهای حمله متفقین به ایران مشکلات اقتصادی بود. تورم، دزدی و قحطی نمونه کوچکی از پیامدهای حمله متفقین به ایران بود.رضاخان به‌هیچ‌عنوان آمادگی برای چنین حمله‌ای نداشت، لذا نتوانست هیچ‌گونه تدابیر مؤثری برای مقابله با حمله متفقین به کار گیرد.دستپاچگی و سرسپردگی رضاخان در برابر انگلستان یک طرف ماجرا بود و طرف دیگر فروپاشی سریع ارتش و در نهایت دستور ترک مقاومت توسط رضاخان بود که بیش‌ازپیش مقدمات تحقیر مردم ایران را فراهم کرد.ارتش ایران که به طور غیرمتمرکز و با فرماندهی ضعیف عمل کرد، همان ارتشی که رضاخان آن را به‌عنوان نماد اقتدار کشور و هم سطح ارتش‌های بزرگ دنیا معرفی کرد از کمبود مهمات و تجهیزات اولیه جنگی رنج می‌برد حتی کاه کافی برای اسب و بنزین کافی برای رساندن موتوریزه خود به کرج را نداشت و قادر به مقابله با دشمنان نشد. در آن زمان، حتی ارتش ایران که خود را قوی‌ترین نیروی نظامی منطقه می‌دانست.اما در سال‌های پایانی سلطنت رضاخان و در آستانه حمله متفقین به ایران سخن از آن بود که رقم نهایی ارتش ایران به حدود یک‌صد هزار نفر بالغ شده و نیروهای سه‌گانه دریایی، هوایی و زمینی با سلاح‌های نظامی متمرکز و یکپارچه‌ای با محوریت نهایی رضاخان بر قوای سه‌گانه نظامی کشور سیطره دارد.ارتش بلا منظم مجهز رضاخان را باید در همان کشورهای جهان سوم مورد ارزیابی قرارداد که در مطلوب‌ترین وضعیت می‌توانست در برابر کشورهای کوچک منطقه‌ای از مرزهای کشور دفاع کند.
ارتش رضاخان در برابر حمله متفقین به ایران در سوم شهریورماه ۱۳۲۰ حتی چند ساعت هم نتوانست در برابر مهاجمان مقاومت کند و در برابر متفقین سقوط کرد. درحالی‌که ایران در سال ۱۳۱۸ اعلام بی‌طرفی کرده بود، این اعلام بی‌طرفی به‌هیچ‌وجه نتوانست از حمله خارجی جلوگیری کند. در روزهای آغازین جنگ، نیروهای شوروی و انگلستان به طور هماهنگ به ایران حمله کرده و به‌راحتی مرزهای کشور را در هم شکستند. در این شرایط، در نهایت، رضاخان که در برابر حمله دشمنان و فروپاشی ارتش کشور بیچاره شده بود، در اقدامی بی‌سابقه سلطنت خود را به پسرش محمدرضا پهلوی واگذار کرد و از کشور اخراج شد.

عبرت‌ سوم شهریور ۱۳۲۰

درس‌هایی که از سوم شهریور ۱۳۲۰ می‌توان گرفت، بسیار گران‌بها هستند. آن زمان، ایران با وجود اعلام بی‌طرفی، نتوانست در برابر متفقین مقاومتی مؤثر انجام دهد.امروز اما دنیا تغییر کرده است. ایران به‌خوبی درک کرده که در دنیای امروز، تنها قدرت نظامی نیست که می‌تواند کشور را از تهدیدات خارجی مصون نگه دارد، بلکه قدرت اقتصادی، علمی، فنی و وحدت ملی نیز در کنار یکدیگر به یک کشور این توانایی را می‌دهند که از منافع خود دفاع کند.اگر امروز در کنار سربازان و نیروهای نظامی، اندیشه دانشمندان، تلاش مهندسان و عزم ملی نیز در میدان باشند، ایران می‌تواند بااقتدار از حقوق خود دفاع کند و از نفوذ بیگانگان بر خاک خود جلوگیری نماید. سوم شهریور ۱۳۲۰ در حقیقت یادآور این نکته است که تنها بااقتدار ملی و تقویت قدرت داخلی است که ایران می‌تواند آینده‌ای امن برای ملت خود بسازد.تجربه تلخ آن روزها باید چراغ راه امروز ما باشد. برای ایران قوی، باید از تمام توانمندی‌هایمان به بهترین نحو استفاده کنیم تا تهدیدات خارجی نتوانند به مرزهای ما نزدیک شوند.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

سیزده + 9 =