ملتِ نبرد با اسرائیل، ملتِ جنگ اقتصادی
به گزارش عصرقائم به نقل از پایگاه خبری تحلیلی «بلاغ» قلم سیدرضا حسینی| بعد از طی کردن بحران جنگ تحمیلی ۱۲ روزه با اسرائیل و رسیدن به ناآرامیهای اخیر و بررسی تفاوت واکنش مردم در مواجهه با این دواتفاق و وقایع مشابه آن، این سوال در ذهن ها ایجاد میشود که علت این دوگانگی چیست؟
چرا ملتِ ایران به وقت جنگ، از جان و مالشان مضایقه نمیکنند اما در مواقع فشار اقتصادی، هربار شکنندهتر و صبرشان کمتر میشود؟
این سوال از مناظر گوناگون پاسخهای متفاوتی دارد، لکن دو عامل به نظر پررنگتر و بااهمیتتر جلوه میکنند.
یکم؛ رهبریِ در میدان!
یکی از علتهای مهم این دوگانگی رفتاری در مردم، به دوگانگی منش مسئولین در جمهوری اسلامی برمیگردد.
در میدان نظامی، راهبران و فرماندهان، دهها قدم جلوتر از مردم در میدان حضور دارند و اگر بنا به آسیب پذیری باشد، صف اول از جان گذشتگان، همان فرماندهان و خانوادههایشان هستند. چنان که تا به امروز هیچ منصب و کرسی نظامی در ساختار این کشور، بی آسیب و بی هزینه نبودهاست و والاترین مقامات فرماندهی در برهههای متفاوت، هربار جانفدای این ملت شدهاند.
و بالعکس در میدان اقتصادی، هرقدر مردم متضررتر و آسیب پذیرتر شدهاند، در مقابل آن برخی مسئولین، خانوادههایشان و منتسبین به آنها هرروز پروارتر و متمولتر شدهاند. فیالواقع آنچه در میدان نبرد اقتصادی دیده میشود، بار اساسی این جنگ بر شانههای عامه مردم است و سود حاصل از خلأها یا رانتهای اقتصادی، به حساب آقایان و آقازادهها ریخته میشود.
دوم؛ سنجش هزینه و فایده!
بعد از گذشت چهار دهه از عمر پر حادثه نظام بالغ جمهوری اسلامی، حال مردم با خطکش و معیارهای منطق خود، میزان هزینهها و فایدهها را میسنجند!
آنچه که با هر متر و معیار و منطقی به وضوح مشخص و نمایان است؛ عدم تطابق هزینه و فایده در میدان نبرد اقتصادی است.
صبر، مقاومت،همراهی، بردباری و خویشتنداری ملت در برابر نابرابریهای اقتصادی و ضعفهای کنترل بازار و نرخها، نه تنها تاکنون به ثمر ننشستهاست، بلکه در همین اوضاع نابسامان، اخبار کسریها، اختلاسها و زد و بندهای مالی هربار روح آسیبپذیر جامعه را میخراشاند.
در مقابل هم با دید منصفانه، جمهوری اسلامی در میدان نظامی و امنیتی در این چهل و اندی سال، به مرور بالغتر، قویتر و درخشندهتر شده است و امروز در دنیای قدرتهای نظامی نسبت به سالهای پیش از انقلاب، نه تنها از موضع ضعف و انفعال خارج شده است بلکه از قدرها و رتبه اولهای جهان بشمار میرود.
هرچند این دو علت، تمام آنچه در واقع وجود دارد نیست و موارد متعددی ممکن است در اصل علل دوگانگی مذکور موثر باشند؛ اما عمده آن معضلی که در مواقع ضرور میتواند صف کشی قشر عوام جامعه را به نفع دشمنان از توازن مطلوب خارج کند، عدم توجه به موارد مطرح شده و عمق پیداکردن این معضلات است.
مطالبه برآمده از بطن جامعه این است همانطور که راهبران و فرماندهان میدان نظامی، خود اولین فداییان ملت و در معرض هرگونه خطر هستند و حداکثر بهرهوری از حریم امن را برای مردم قائلند، در میدان جنگ اقتصادی نیز، اگر بنا بر هزینه دادن است، مردم و مسئولین باهم در این میدان حاضر باشند و ایضاً پس از گذشت سالها از عمر این نبرد، تجربه و درسهایی در جهت اصلاح وضع موجود گرفته شود و بالأخره روند اصلاحی آغاز شود.